دكتر عقيقى بخشايشي

48

طبقات مفسران شيعه ( فارسي )

نمىدهيم . « 1 » فىالمثل ، آقاى عبد العظيم زرقانى مدرّس علوم قرآنى در دانشكده اصول دين دانشگاه الأزهر ، مؤلّف كتاب مناهل العرفان پس از بررسى كتابهاى تفسيرى موجود در جهان اسلام ، وقتى به تفاسير شيعه مىرسد ، مىگويد : « . . . شيعه طايفهء بزرگى هستند كه در دوستى و محبّت امام على ( ع ) مبالغه و افراط نموده‌اند و بيش از حدّ ، از او تجليل و تقدير به عمل آورده‌اند . مىدانيد كه مبالغه و اسراف در فضائل هم به رذيلت بازمىگردد ، ازاين‌رو علماى اخلاق گفته‌اند كه فضيلت حدّ وسط دو رذيلت : افراط و تفريط ، قرار دارد . آنان دو گروه افراطى و معتدلى هستند . از افراطيهاى آنان ، عبد اللّه بن سبا مىباشد كه اظهار اسلام او به قصد فتنه‌انگيزى در اسلام بوده است . گروه معتدل آنان ، اهل كفر نيستند ، هرچند در مورد خلفاء ، مخالف اهل سنّت هستند . آنان روشها و بررسيها و تفسيرات و تأويلاتى دارند كه يكى از تفاسير آنان ، تفسير مرآة الأنوار و مشكاة الأسرار است كه مؤلّف آن عبد اللطيف كازرانى در نجف مىباشد . او تأويلاتى در مورد آيات دارد كه به تأويلات باطنيّه و عرفاء ، بيشتر شباهت دارد . در اين آيه شريفه : أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها « 2 » ( آيا سرزمين خدا وسيع نبود ؟ در آن سرزمين مهاجرت مىكرديد ! ) زمين را به دين تفسير نموده است ؛ يا در آيهء ديگر : أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ ( آيا در روى زمين سير نكرده‌ايد ؟ ) زمين را به قرآن تفسير نموده است . . . شكّى نيست اين نوع تأويل و تفسير ، كمتر از گمراهى باطنيّه و بهائيّت نيست . » « 3 » اين مدرس محترم دانشگاه الأزهر كه سنگ وحدت اسلامى را نيز بر سينه مىزند ، از ميان صدها تفسير موجود شيعه ، تنها به يك تفسير غير معروف بسنده كرده است و از اين همه تفاسير تنها همان تفسير را در بخش تفاسير شيعه معرّفى كرده است ، حدّ اقل در چند قدمى خود ، به كتابخانه دانشگاه الأزهر قدم رنجه نفرموده است تا تفسير مجمع البيان چاپ مصر را تهيّه كند ، يا در كتابخانه دانشكده محل تدريس خود آن را ببيند ، يا تفسير التبيان شيخ طوسى ؛ يا از تفاسير معاصر : تفسير نفيس الميزان يا البيان و الأمثل يا دهها تفسير بزرگ ديگر را كه در ميان اهل سنت نيز نظير آنها را نمىتوان يافت ، پيدا كند . وانگهى ، در معرّفى شيعه ، عبد اللّه بن سبا چه صيغه‌اى مىتواند باشد ؟ او چه ارتباطى با شيعه پيدا مىكند ؟ و اگر دوستى و محبّت على ( ع ) و اولاد بزرگوار او كفر و بىاعتقادى محسوب مىشود ، پس مىبايست به خود رسول خدا ( ص ) نيز جسارت نمايد كه اين‌همه از على ( ع ) و حسنين ( ع ) تقدير و تجليل به عمل آورده است و آنان را نوازش و مورد دلجويى و محبّت قرار داده است ؟ يا شافعى فقيه نامور و ديگر دوستداران اهل بيت ( ع ) از اهل سنت را مورد عتاب و توبيخ قرار دهد كه در حق اهل بيت ( ع ) احساسات قلبى خود را به نظم و نثر درآورده‌اند . * انگيزهء نگارش مطالعهء كتاب ارزشمند تفسير و تفاسير جديد « 4 » - تأليف آقاى بهاء الدّين خرّمشاهى نويسنده پرتلاش معاصر - كه در زمينهء تفاسير قرآن مجيد در عصر

--> ( 1 ) بازگوكنندهء داستان استاد ، نويسنده نامى حضرت آقاى سيّد هادى خسرو شاهى رايزن فرهنگى ايران در مصر مىباشد ، معظّم‌له آثار ارزشمند فرهنگى و مطبوعاتى دارند . ( 2 ) سوره نساء آيه 97 . ( 3 ) مناهل العرفان فى علوم القرآن ج 1 ، ص 544 چاپ دار احياء الكتب العربية ، ط 1363 ه . ( 4 ) تفسير و تفاسير جديد تأليف استاد خرمشاهى از انتشارات سازمان كيهان ، زمستان 1364 چاپ كيهان .